آرتينآرتين، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره

آرتین قندعسل مامانی

آش دندانك

سه شنبه 7/4 به اتفاق مامان جون(مامان مامان ساناز)وخاله جون و دختر خاله ياسمن براي پسر گلم آش دندونك پختيم و بين همسايه ها و فاميل پخش كرديم و غروب هم با پسري رفتيم حياط مامان جون نشسته بوديم كه يهو ديدم صداي   دست و آهنگ مياد رفتيم ديديم خانه يكي از همسايه ها دوستاي مامان جون جمع شدند براي آرتين گلم جشن گرفتند كلي ذوغ كرديم ما هم رفتيم پيششون و همگي اش خوردن و براي پسري آرزوي بهترين هارو كردند واي مرسيييييييييييييي شب هم رفتيم آش خاله فايقه و عمو حسين رو داديم و بعد مي خواستيم بريم آش مامان جون(مامان بابا حامد)و عمو مسعودو عمه سعيده رو بديم كه زنگ زديم و فهميديم كه همه پارك هست...
8 تير 1390

آش دندانك

سهشنبه 7/4 به اتفاق مامان جون(مامان مامان ساناز)وخاله جون و دختر خاله ياسمن براي پسر گلم آش دندونك پختيم و بين همسايه ها و فاميل پخش كرديم و غروب هم با پسري رفتيم حياط مامان جون نشسته بوديم كه يهو ديدم صداي دست و آهنگ مياد رفتيم ديديم خانه يكي از همسايه ها دوستاي مامان جون جمع شدند براي آرتين گلم جشن گرفتند كلي ذوغ كرديم ما هم رفتيم پيششون و همگي اش خوردن و براي پسري آرزوي بهترين هارو كردند واي مرسيييييييييييييي شب هم رفتيم آش خاله فايقه و عمو حسين رو داديم و بعد مي خواستيم بريم آش مامان جون(مامان بابا حامد)و عمو مسعودو عمه سعيده رو بديم كه زنگ زديم و فهميديم كه همه پارك هستند ...
8 تير 1390

شيطوني

سلام پسرم اين روزها خيلي شيطون شدي و همش ميگي يا بغل مامان باشم يا >www.kalfaz.blogfa.com اينكه ماماني بشينه پيشم و باهام بازي كنه ديگه كمتر ميري بغل بقيه و همش دوست داري با مامان باشي خوب البته حق داري اخه اين روزها به خاطر گرماي زياد من و شما همش خانه هستيم و تنهاييم تاشب كه بابا حامد بياد ....................... >www.kalfaz.blogfa.com ... پسرم همه ميگن داري ماماني ميشي و بايد كاري كنم تا يكم از وابستگيت به مامان كم بشه ولي اخه نميشه قربونت برم بعد ازاون اتفاق بد كه اصلن دوست ندارم حتي يك لحظه از من دور بشي  و همش دلم برات شور ميزنه قربونت برم خوب بخور و زودي بزرگ بشو تا مامان خيالش راحت بشه و بتوني از...
6 تير 1390

شيطوني

سلام پسرم اين روزها خيلي شيطون شدي و همش ميگي يا بغل مامان باشم يا >www.kalfaz.blogfa.com اينكه ماماني بشينه پيشم و باهام بازي كنه ديگه كمتر ميري بغل بقيه و همش دوست داري با مامان باشي خوب البته حق داري اخه اين روزها به خاطر گرماي زياد من و شما همش خانه هستيم و تنهاييم تاشب كه بابا حامد بياد ....................... >www.kalfaz.blogfa.com ... پسرم همه ميگن داري ماماني ميشي و بايد كاري كنم تا يكم از وابستگيت به مامان كم بشه ولي اخه نميشه قربونت برم بعد ازاون اتفاق بد كه اصلن دوست ندارم حتي يك لحظه از من دور بشي و همش دلم برات شور ميزنه قربونت برم خوب بخور و زودي بزرگ بشو تا مامان خيالش راحت بشه و بتوني از...
6 تير 1390

مرواريد پسرم دراومد

پسركم بلخره دندونش در اومد هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جمعه گذشته شب تا صبح گريه ميكردي و ماماني نميدونست  چيكار كنه خلاصه شب تا صبح بيدار بوديم صبح  روز شنبه 4/4/90 يهو وقتي اومدم برات ژل بزنم متوجه شدم يه تيزي به انگشتم......................................................  خورداونوقت بود كه يهو داد زدم هوراااااااااااااااادندونت دراومد مباركهههههههههههههههه   ...
5 تير 1390